سوم مهرماه تولد استاد حسن کسایی

به مناسبت هفتادو هشتمین سالروز تولد استاد حسن کسایی (خداوندگار نی) با مطالبی از این هنرمند ارزنده در خدمت هستم. سید حسن کسایی متولد سوم مهرماه سال 1307 در شهر اصفهان است. پدر ایشان مرحوم حاج سید جواد کسایی به موسیقی ایرانی بسیار علاقه مند بود. به همین دلیل منزل آنها همیشه محفل انس هنرمندان و هنردوستان بوده. همین رفت و آمدها به منزل استاد کسایی باعث شد ایشان از دوارن کودکی انس و الفت دیرینه ای با موسیقی ایرانی داشته باشد. حسن کسایی از سن 12 سالگی به محضر استاد مهدی نوایی می رود و مقدمات نی نوازی را از این هنرمند برجسته می آموزد. زنده یاد مهدی نوایی نیز خود از شاگردان زنده یاد استاد نائب اسدالله (برترین نی نواز قرن گذشته) بوده است.

استاد کسایی از این چوب خشک نغمه ها و نواهایی بیرون می آورد که شنونده به شدت مجذوب و متاثر می شود. ایشان در نواختن نی سبکی منحصر بفرد دارد که بسیار متنوع و تاثیرگذار است. ساز او مجموعه ای از ذوق و هنر و خلاقیت است. استاد کسایی در مصاحبه ای در مجموعه سرگذشت اساتید نحوه علاقه مندی خود نسبت به ساز نی را اینچنین عنوان می کند: اولین باری که صدای نی را شنیدم. صدای نی پیرمردی ریش سفید بود که نوای نی او به شدت مرا به این ساز علاقه مند کرد. و چندین و چند بار از این پیرمرد درخواست می کردم دوباره بنوازد. پس از این قضیه یک نی تهیه کردم اما هر چه تلاش کردم نتوانستم صدای نی را در بیاورم. حتی کوچکترین صدایی! 2 سالی گذشت تا بالاخره به محضر استاد مهدی نوایی رفتم.

سالها بعد استاد کسایی به محضر خداوندگار هنر، شادروان استاد ابوالحسن صبا راه می یابد و نی نوازی را زیر نظر این استاد ارجمند و گرانمایه دنبال می کند. رابطه این دو هنرمند بزرگ بسیار فراتر از رابطه استاد و شاگردی می شود و به یک دوستی عمیق مبدل می گردد به طوری که استاد کسایی تا آخرین روزهای مرگ استاد صبا همیشه در کنار ایشان بود و هنر خود را مدیون این استاد بزرگوار می دانست.

 در قسمت دیگری از مصاحبه استاد کسایی در مجموعه سرگذشت اساتید ایشان در مورد سبک نوازندگی خود چنین ادامه می دهد: بعد از کار کردن زیر نظر چند استاد از جمله مهدی نوایی و صبا بعدها خودم در زمینه نی نوازی صاحب سبک شدم و بیشتر توجه خودم را به صدای نی معطوف کردم. صدای نی همیشه با یک پارازیت و یک صدای ناصاف همراه بود. و من همه تلاش خودم را کردم تا یک صدای خالص و ناب از نی دربیاورم. و دو دستگاه از دستگاه های موسیقی ایرانی را قبلا با نی نمی نواختند یا اگر می زدند قسمت بسیار کوچکی را می زدند و این دو دستگاه را کامل و به طور کلی نمی توانستند بزنند. اما من با پشتکار و کوشش فراوان توانستم این دو دستگاه را در ساز نی پیاده کنم.

در نوای نی سوزی نهفته است که هیچ نغمه ای این شور را ندارد. در نوای ساده و بی پیرایه این ساز کهن و ملی داستانهایی از یادگارهای پیشین از شور و عشق و مستی نهفته است. بدون شک استاد کسایی در طی قرن گذشته برترین نی نواز این دیار کهن بوده است. استاد کسایی از هنرمندانی است که با برنامه های گلها و برنامه تکنوازان سالها همکاری داشته است. استاد کسایی از اولین نوازندگان برنامه وزین گلها بوده است و اولین برنامه های گلها مزین به صدای ساز این استاد گرانبها است. اما استاد کسایی در بین سلسله برنامه های گلها بیشتر با برنامه عرفانی برگ سبز و برنامه عرفانی و پربار گلهای جاویدان همکاری داشته است. استاد کسایی در دوران جوانی به شدت شیفته شعر و ادبیات می شود که مرادی جز آن ندارد و کمتر سخنی می گفت که در آن نامی از مولانا به کار نرفته باشد. آن چنان با خلوص و لطف و صدق دل اشعار مولانا را می خواند که گاهی بی اختیار اشک از چشمانش سرازیر می شده و حالتی روحانی و عرفانی پیدا می کرده.

استاد کسایی که در نواختن نی همانند و همتایی ندارد سراغ ستار نیز رفته و اوقات خود را صرف تکمیل این ساز نیز کرده است.

 استاد کسایی علاوه بر نواختن نی و ستار به نواختن سازهای دیگری چون سنتور و فلوت نیز آشنایی کامل دارد. استاد کسایی در زندگی هیچ وابستگی و تعلق خاطری غیر از موسیقی ندارد. ایشان هنگام نواختن نی چنان تحت تاثیر قرار می گیرد که انگار در عالم دیگری سیر می کند و گاهی هنگام نواختن نی افراد مجلس را از یاد می برد و چون عاشق زاری به پای معشوق سرشک شادی فرو می ریزد. شادی و غم و لذت و درد او در نوای نیش پنهان است. هر وقت شاد و خوشحال باشد نوای نی او جانانه تر است و هنگامی که غمگین باشد سازش دلنشین تر است چون بیان کننده احساسات و علائق درونی اوست. او همیشه به دامان ساز پناه می برد و با این دلدار سخن می گوید و سخن دل می شنود. استاد کسایی در جایی اظهار داشته است: تا چند سال پیش دوستان با اصرار از من می خواستند تا نواهای عربی را برایشان بنوازم اما حالا به دلیل تلاشهای تنظیم کننده برنامه گلها (شادروان داود پیرنیا) هر جا که می روم از من می خواهند به دنبال صدای خسته خود که مثنوی می خوانم نوای نی را هم همراه کنم. استاد کسایی هنر خود را مدیون استاد صبا می داند و می گوید: دل را باید به یک دلدار داد و در آئین او با یک دل، دو دلبر داشتن رسم ادب نیست.

گفته می شود که امروز استاد کسایی در اواخر عمرش گوشه عزلت را گزیده است. در این مورد دکتر داریوش صفوت چنین می گوید: حسن کسایی امروز بزرگترین نوازنده نی ایران است. حال عرفانی در او بسیار قوی است ولی هنوز در راه نیفتاده می گویند از قیل و قال زمانه آزرده شده است و در موطن خود اصفهان کنج عزلت گزیده است. اشخاص ظاهر بین این را دلیل بر ناراحتی روانی او دانسته اند. اما اهل نظر معتقدند که این طلیعه تحولات بزرگی در این نابغه نی است. به نظر ما اینکه استاد کسایی با احترامی متهورانه از اجتماع پر قیل و قال و از ماجراهای آن بریده و در خلوت نشسته می تواند ردیف های موسیقی را روی نی پیاده کند و خدمت بزرگی را به هنر و تمدن ایران انجام دهد. استاد کسایی علاوه بر نواختن چندین ساز از صدای دلنشینی نیز برخوردار است و مدتی آوازها و گوشه های موسیقی ایرانی را زیر نظر استادان ادیب خوانساری و تاج اصفهانی آموخته بود. امروزه ردیف حسن کسایی جزء با ارزش ترین ها محسوب می شود و گوشه ها و ردیف موسیقی ایرانی را با آواز و ستار اجرا می کند. استاد حسن کسایی با هنرمندانی چون ابوالحسن صبا ، مرتضی محجوبی ، حسین یاحقی ، ادیب خوانساری ، جلیل شهناز ، تاج اصفهانی ، اکبر گلپایگانی ، رضا ورزنده ، غلامحسین بنان ، جواد معروفی ، احمد عبادی ، حسین قوامی ، حسین تهرانی ، عبدالوهاب شهیدی ، عبدالعلی وزیری ، فرهنگ شریف ، ایرج ، محمودی خوانساری ، حبیب الله بدیعی ، اصغر بهاری ، پرویز یاحقی ، همایون خرم ، جهانگیر ملک ، امیر ناصر افتتاح ، علی تجویدی ، مهدی خالدی ، فرامرز پایور ، منصور صارمی ، محمدرضا شجریان ، مجید نجاحی ، اسدالله ملک ، فضل الله توکل ، لطف الله مجد و ... همکاری داشته است.

 

خاطره ای از استاد حسن کسایی:

از راديو برگشته بوديم ، غروب بود و خيابان خلوت و آرام . با استاد صبا و استاد مرتضي محجوبي به انتظار درشكه ايستاده بوديم . آن وقت ها وسيله نقليه موتوري نبود ، اگر هم بود به تعداد انگشتان دست بود، درشكه ها اغلب با مسافر از مقابل ما مي گذشتند . زماني بعد درشكه اي در برابرمان ايستاد. درون درشكه دو مرد تنومند كه ظاهر لوطي هاي سرگذر را داشتند نشسته بودند ، يكي از آنها پياده شد و با همان لحن خاص اين جماعت به استاد صبا كه ويلن در دست داشت و ما تحكم كرد كه سوار شويم . هر سه نفر مدتي هاج و واج مانده بوديم ، لوطي گفت : ما در اين غروب دلتنگيم ، بايد به خانه ما بيايد و برايمان ساز بزنيد! جاي امتناع نبود ، چون ترديد ما را ديدند يكي از انها فرياد كشيد كه ما و سازمان را در هم خواهد شكست ! ناچار سوار شديم بعد به خانه شان رسيديم . مدت زماني بعد يكي از آنها رو به استاد صبا كرد و گفت : بزن ، استاد به ناچار ويلن را بر شانه گرفت . ساز را كوك كرد و شروع به نواختن نمود ، هنوز لحظاتي كوتاه از ساز زدن نگذشته بود كه يكي از همان مرد ها با حيرت و كنجكاوي رو به استاد صبا كرد و گفت : ببينم تو استاد صبا نيستي؟ صبا با خنده گفت : باشم يا نباشم مهم اين است كه فرصتي دست داده تا در خانه شما بپاس بي ريايي و محبت و جوانمرديتان سازي بزنم  . مرد اصرار كرد و چون دانست واقعا خود استاد است . ساز را از دست استاد گرفت ، بر دست او بوسه زد و زار زار گريست و از اينكه با استاد چنين رفتار و تحكمي داشته عذر خواهي كرد. من بوضوح بغض و گريه صبا را ديدم. استاد برخلاف اين درخواست ، با شور و هيجان بيشتري نواخت و به من نيز فرمود كه به همراهش ني بنوازم. آن شب يكي از شبهاي فراموش نشدني زندگي من است.

منبع: فصلنامه هنر پاییز - 1364 - مصاحبه با استاد حسن کسایی

 

خاطره ای از حسین علیزاده در مورد استاد حسن کسایی:

اگر از بزرگترين نوازندگان ساكسيفون يا كساني كه موسيقي ملل جهان را مي شناسند ، بپرسيد : كسايي كيست؟ او را بخوبي ميشناسند و اين در حالي است كه شايد بعضي از مردم در باره او چيزي ندانند و اساسا با شيوه كار او و قابليتهاي هنري او آشنايي نداشته باشند. شايد او اگر بجاي ني ، ساكسفون ميزد، خيلي از خود باختگان براي آنكه خودي نشان دهند وانمود ميكردند كه او را مي شناسند! حال آنكه به نظر من او با بزرگترين تكنوازان دنيا برابر است . در سفري كه به پاريس داشتم ، روزي براي خريد به يك صفحه فروشي رفته بودم . همين طور كه به دنبال صفحه مورد نظرم مي گشتم توجهم به فرد ديگري جلب شد كه صفحه اي از اثار كسايي در دست داشت و معلوم شد در زمينه جاز و سازهاي بادي ، تخصص دارد . با هيجان غريبي در باره ارزش كار استاد كسايي سخن مي گفت و البته نمي دانست كه من ايراني هستم و كم وبيش چيزهايي در باره استاد و نقش و نشان وي به گوشم رسيده است.

منبع: ادبستان - آذر 1371 - شماره 36 - حسین علیزاده

 

یکی از تکنوازی های استاد حسن کسایی در آلبوم از کران زنده رود (2)

به مدت 8 دقیقه و حجم 936 کیلو بایت  دانلود

 

 

 

                                                                                       برگرفته از وبلاگ آوای گلپا

                                                                                       گردآوری: فرشاد رضاخانلو

                                                                                       www.javdaneh.com

 

 
   

درباره ما               صفحه اصلی

 

نام كاربر :

کلمه عبور :

 

Copyright 2005 :: Javdaneh. All rights reserved.
Web Development Partner :
Design Group , Best View : 1024x768 pixels